درود
از هفت وادی هفت توی ِ هفته های تو در تو / از شنبه های ِ به یکشنبه / از دوشنبه های موکول / از سه شنبه های ِ " چو فردا رسد ! " / که چهارشنبه ها همیشه چهارشنبه اند بر این اساس / تا پنجره های تا نیمه پنج شنبه / از جمعه های صبح / از ظهر های جمعه بَر / از بعد از به .... ای وای ! / دارد که دیرم شده / می شود / که شعرهام کجان ؟ / دفترم [ کو ؟ ] تمرکزم که لای دفترم که زیر ِ کدام ....؟ / کجام ؟ / موهام ! / که هی مدام دارم میلرزم دست و پام / ... آخ پام ! / پیدات شدی عاقبت خودکار بی نوام / بیا که دارم میرم که برم برسم به ناکجای رفته هام / بـ ِ .... بیـ .... بیا / میای باهام ؟ / با شعر هات بریم به شعرهام ....؟!
این هفته
خب ، اولش - اگه بخوام اعتراف کنم – تا حول و حوش 17:45 دقیقه که بعضی از اعضاء با یه تأخیر طولانی تری نسبت به جلسات قبل اومدن ، یه خورده نا امید شدم که این جلسه نتونه به خوبی پا بگیره و به خوشی هم تموم بشه . هر چند هیچوقت در این زمینه نا امید نبودم ( حتی یکبار ! ) . ولی یه چیزی بهم میگفت این جلسه هم خیلی جلسه ی شیرین و جالبی میشه ؛ که شد .
علی مطهری
در اینکه خبر داشتیم " علی مطهری " این جمعه انارستان هست ، شکی درش نیست و اینکه بر اساس دعوت هایی که چه بصورت تلفنی و چه از طریق کامنت از طرف اعضاء از ایشان برای حضور در جلساتمون شده بود ، امیدوار بودیم که در حین دید و بازدید از موطن پدری اش ، جمع ما رو هم قابل بدونه که این افتخار رو دادن . ( این پرانتز رو برای این باز میکنم که قبل از هر چیزی بگم علی مطهری زیاد با تعریف و تمجید میونه ی خوبی نداره و میدونم که اگه زیاده روی کنم اصلا خوشش نمیاد . به همین خاطر ترجیح میدم این بزرگوار رو با چند تا از آثار زیباش معرفی کنم ) :
امشب دلی به پای دلی دار می زنند
آتش به جان لحظه ی دیدار می زنند
این قاب های کهنه ی ماتم گرفته را
با هلهله به سینه ی دیوار می زنند
دنیا برای مردم شاعر قشنگ نیست
این را تمام فاصله ها جار می زنند
از صبح تا همین دقیقه دلم شور می زند
شاید که شام شعر مرا تار می زنند
دست خودم که نیست دلم وا نمی شود
وقتی به پلک پنجره ها خار می زنند
و:
به گوشت می رسد فریادم ای دوست مـگر از تو بـگیـرم دادم ای دوسـت
مـن آن بــرگــم که در غــوغــای پاییــز رها بر شانه های بادم ای دوسـت
و :
از اینکه با تو هستـم غم نـدارم غـم نـان و غـم عـالـم نـدارم
پرم از عشق و فقر و تنگدستی خدا را شکر چیزی کم ندارم
و :
هنگام که خورشید
راهش را کج میکند
تا
ستاره ها به مهمانی شب بروند
طلوع مرا سلام بگو
بگذار
کودکی ها
تشییع ام کنند
و پنج فصل برایم کف بزنند
می دانم
بی منت باران *
جوانه خواهم زد
هر چند سا یه ها
هر روز
عبورم را دفن کرده باشند.
* گل بی منت باران گلی است شبیه زعفران که اوایل پاییز در منطقه جم و ریز و قبل از شروع باران می روید.
مقدمه ی این جلسه ، گزارش این اتفاق خیلی مهم بود که در هفته ی قبل رخ داد :
کتابهاي راهيافته به مرحلهي پاياني چهارمين دورهي کتاب سال شعر جوان (قيصر امينپور) معرفي شدند.به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بنا بر اعلام برگزاركنندگان جايزه، پس از بررسي مقدماتي و داوري 248 عنوان کتاب رسيده به دبيرخانهي چهارمين دورهي کتاب سال شعر جوان، جمعا 20 اثر در دو گروه کلاسيک و شعر نو (نيمايي و سپيد) به مرحلهي پاياني اين جايزه راه يافتهاند که اسامي اين آثار (به ترتيب حروف الفبا) به اين شرح اعلام شده است:
کتابهاي بخش کلاسيک: «با چتر در ميانهي باران بايستيم» نيما فرقه (سورهي مهر)، «پايتخت جهان» مرتضي حيدري آل کثير (حوزهي هنري خوزستان)، «چشمهاي تو قهوهي ترک است» آرش پورعليزاده (شاني)، «چهار پرتره از ماه» محمدجواد آسمان (آرام دل)، «چه عشقها» محمدجواد آسمان (انتشارات فصل پنجم)، «خانمي که شما باشيد» حامد عسکري (شاني)،«کمي بهار و پنجره» محسن عابدي (انتشارات هنر رسانهي ارديبهشت) و «هميشه حق با ديوانههاست» اصغر عظيمي مهر (انتشارات فصل پنجم).
کتابهاي بخش شعر نو (نيمايي و سپيد) نيز به اين شرح معرفي شدهاند: «آويخته از عقربهي دوازده» سپيده داداشزاده (نشر فرهنگ ايليا)، «الف تا ي» علي اسداللهي (نشر آهنگ ديگر)، «چوپان کلمات» مزدک پنجهاي (نشر فرهنگ ايليا)، «خوابگرد و جادههاي بيپا» مريم فتحي (نشر آهنگ ديگر)، «در ادامهي بادها» کاظم واعظزاده (انتشارات آواي کلار)، «شمس از قونيه با قطار برگشت» محسن بوالحسني (انتشارات نوح نبي)، «عبدالقادري از جنگل آمده بود» سهند آقايي (انتشارات جوانهي توس)، «فردا به فواره ميرويم» ندا اسدي (انتشارات ثالث)، «قزلآلاي خالقرمز» مجيد سعدآبادي (انتشارات دفتر شعر جوان)، «گوشهاي هر کس، غارهاي کلهي اوست» آنيما احتياط (انتشارات نگيما)، «مترسکها حلبي راه ميروند» آزاده صالحيان ( انتشارات شاملو) و «مويه از لاکپشتهاي سيوسه» وحيد ضيايي (انتشارات هنر رسانهي ارديبهشت) .
و به محض حضور علی مطهری ، عقیل تشانی ضمن خوشامدگویی ، گزارش مختصری از انجمن ، اعضاء ، برنامه ها و چگونگی اجرای جلسات و موضوعات مورد بحث و برنامه های آتی انجمن ارائه داد . که جناب مطهری با ارائه پیشنهاد ها و ابراز انتقادات مفید در اجرای هر چه بهتر برنامه ها بحث رو به دبیر انجمن ( داریوش رضوان ) انتقال دادن و داریوش رضوان هم چند دقیقه ای به تشریح برنامه ها و تبادل نظر در این مورد پرداخت .
شعر خوانی
خسرو محمد زاده ، علی موسوی ، علی مطهری ، حسن میرزایی ، عقیل تشانی زاد ، خانمها احمدی ، تشانی و زارعی ، حسین تشانی ، داریوش رضوان و حسین پروند ، از شعر خوانان این جلسه بودن . به اضافه ی پدیده ی 11 ساله انجمن : " پوراندخت میرزایی "
پوراندخت میرزایی
دختر حسین میرزایی . عشقش نقاشیه و دستی هم تو دنیای شعر و شاعری داره ... از همین حالا ....این نشست با شعرخوانی پوراندخت هیجان ویژ ه ای داشت . همون اعتماد به نفس خشک و خالی هم برای سن او موقع قرائت اثرش دور از تصور بود چه برسه به شعر های زیبایی که خوند و در عین سادگی و صداقت کودکانه ، پرمعنا و عمیق هم بودند . پوراندخت وبلاگ هم داره به اسم " ساریزه " ( اسم یکی از محل های توابع شهر انارستان ) . هر چند شعرهای زیباش رو در ادامه ی مطلب همین پست هم خواهم آورد ولی به همه ی عزیزان توصیه میکنم به وبلاگ پوراندخت حتما سر بزنن و کامنت هم بزارن .
برخی از آثار قرائت شده ی اعضاء در این جلسه در ادامه ی مطلب ....
باهاتونیم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در سه شنبه هجدهم آبان 1389 و ساعت
21:43 |