تبليغاتX
انجمن ادبی بافه
درود 

19 - 20 - 21 - 22 - 23 - 24 - 25 - 26 - 27 - 28 و ...

اينا همه ي جلساتي بودن كه درموردشون ننوشتيم ... 10 هفته ! خودمون هم نميدونيم چرا ؟!

نگفتيم كه انجمن اسمش تغيير كرد : 

از " انجمن ادبي بربال شعر "‌ 

شد 

" انجمن ادبي بافه "‌ كه در پست قبلي وجه تسميه ي اوون رو شرح داديم . و اينكار با رأي گيري از اكثر اعضاء انجمن اتفاق افتاد. توي اين مدت اتفاقات زيادي افتاد كه مطمئنن شرح خواهيم داد . 

مهمتر از همه اينكه با همكاري دوست خوبمون حسن چنگيزي از اين خونه اسباب كشي كرديم به اين خونه :‌

http://bafeh.blogfa.com/

مسلما هيچ دليل جغرافيايي يا سوق الجيشي يا دلزدگي از اين خونه باعثش نبود بلكه فقط به خاطر اينكه اسم و آدرس وبلاگ با هم همخواني داشته باشن اينكارو كرديم و مطمئنن در فكر تغيير هم بوده و هستيم . كه خواهيد ديد. 

لذا از همه ي همراهان عزيز خواهشمنديم از اين به بعد در قسمت پيوندهاشون اين آدرس و اسم " انجمن ادبي بافه "‌ رو به جاي " انجمن ادبي بربال شعر "‌ يا "‌انجمن ادبي انارستان " درج كنند . ضمن اينكه تأكيد ميكنم جلسات هفتگي ما كماكان جمعه ها از 18 الي 20 برقرار هست در كتابخانه انارستان . 

خوشحال ميشيم ببينيمتون ... 



+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در چهارشنبه چهارم اسفند 1389 و ساعت 23:15 |
درود

دو هفته ننوشتیم . 

اتفاقات بارزی که در دوجلسه ی اخیر رخ داد : یکی حضور دوباره جناب مطهری در نشست هفدهم و بعد از 16 جلسه حضور حسین نوروزی از همراهان قدیمی شعر منطقه و علی نوروزی فرزند ایشان که از همین سن 12 سالگی دست به قلم شده و پراحساس مینویسه . دیگه نقد اثری از داریوش رضوان بود که در جلسه ی هجدهم انجام شد . پوراندخت میرزایی هم جلسه ی هجدهم ما رو با دوتا شعر زیباتر کرد . 

حاضرین در دو جلسه ی اخیر : آقایان خسرومحمدزاده ، داریوش رضوان ، حسن میرزایی ، اکبر یوسفی ، حسین پروند ، حسین تشانی ، عباس احمدی ، علی موسوی ، عقیل تشانی زاد ، مصطفی یمینی ، احمد نوروزی ، حسن چنگیزی ، آقای بلبلی و خودم ... و خانم مریم پروند که بعد از چند جلسه افتخار حضور دادند با غزلی زیبا . 

داریم یه اسم برای انجمن ادبی مون انتخاب میکنیم به جای " بربال شعر " . شما هم میتونین کمکمون کنین : 

اسامی پیشنهادی اعضاء : 


داریوش رضوان : 

موژان . (ص ) نرگس نیم شکفته . (ناظم الاطباء) (از برهان ). نرگس شکفته و به صورت موجان نیز آمده . (از آنندراج ). نرگس شکفته را گویند. (از فرهنگ اوبهی ). || چشم شهلای پرکرشمه . (از فرهنگ جهانگیری ) (ناظم الاطباء). چشم پرکرشمه را گویند که شهلا باشد. (انجمن آرا) (از برهان ) (از آنندراج ). چشم نیکو باشد که اندک کرشمه داشته باشد. (فرهنگ اوبهی ). صفتی است از نیکویی برای چشم یار. شهلا، یا مخمور یا چیزی مانند آن که نسخه های متعدد لغت نامه ٔ اسدی هر یک به نحوی آن را آورده اند هیچ یک درست نیست . موژان ، چشم نیکو را گویند که اندک اندک متحرک شود به نظر و حالی دارد از لطافت . (نسخه ای از اسدی ). نرگس را و چشم نیکو را خوانند. (نسخه ای از اسدی ). نرگس شکفته و چشم نیکوان را خوانند. (نسخه ای از اسدی ) (یادداشت مؤلف ) : 
دو چشم موژان بودیش خوب و خواب آلود
بماند خواب و شد آن نرگسش که موژان بود.

عماره (از اسدی ).

۞ 
خوی گرفته لاله ٔ سیرابش از تف نبید
خیره گشته نرگس موژانش از خواب و خمار.

فرخی 

|| چشم خواب آلوده . || شخص خواب آلوده . (ناظم الاطباء) (از برهان ).


و  چشمه  

دلتا. [ دِ ] ۞ (یونانی ، اِ) دلطا. (ابن الندیم ). نام حرف چهارم از حروف یونانی نام حرف چهارم الفبای یونانی که بشکل مثلثی است . (یادداشت مرحوم دهخدا). جهارمین حرف الفبای یونانی ، مطابق دال ، که صورت کوچک آن d و صورت بزرگش D است . (دایرةالمعارف فارسی ). || در اصطلاح جغرافیایی ، جزیره ٔ مثلث گونه ای که از شعب رودی مشکل گردد، چون دلتای نیل و دلتای رن . قسمی از اراضی مصر را یونانیان این نام داده اندبرای مشابهت آن زمین به این حرف . (یادداشت مرحوم دهخدا). بعضی از چیزهایی را که از حیث شکل مانند D هستند دلتا می خوانند، مخصوصاً دلتای یک رودخانه که عبارتست از دشت آبرفتی پنجه مانندی که در مصب رودخانه تشکیل می شود. دشتهای دلتایی عموماً بسیار حاصلخیزند ولی در معرض طغیان رودخانه می باشند. از رودهایی که دلتاهای عظیم تشکیل داده اند نیل ، می سی سی پی ، اورینوکو، نیجر، راین ، رون ، دانوب ، کوبان ، ولگا، اورال ، آمودریا،لنا، سند، گنگ ، براهماپوترا، ایراوادی ، فرات و هوانگ هو را می توان نام برد. (از دائرة المعارف فارسی ).
|| در اصطلاح نجومی ، نماینده ٔ ستاره های قدر چهارم صور فلکی است . (یادداشت مرحوم دهخدا). بعضی از ستارگان درخشان (معمولا از این جهت در مرتبه ٔ چهارم است ) یک صورت فلکی ، ستاره ٔ دلتای آن صورت خوانده میشود. (دایرة المعارف فارسی ). || در اصطلاح ریاضی این حرف برای نمایش دادن نمو یک متغیر بکار میرود (مانند «x D»به معنی نموx) مثلاً اگر متغیر x از2 به 5 ترقی کند،3=2-5 =Dx و اگر از 5 به 2 تنزل کند 3 - = 5 - 2 =Dx. (دایرة المعارف فارسی ). || (اصطلاح فیزیک ) اشعه ٔ دلتا، الکترونهای نسبتاً بطی ءالسیری است که بسبب عبور ذرات سریعالسیر دارای بار برقی از ماده ، از ماده صادر می شوند. (از دایرة المعارف فارسی ).

  ورق  

ماهور. (اِ) تپه های مسلسلی که در دامنه ٔکوه پدید باشد. (ناظم الاطباء). هریک از تپه های پیوسته که در دامنه ٔ کوه پدید باشد. حصه ٔ پیش آمده ٔ کوه . (فرهنگ فارسی معین ). || گل ماهور. (فرهنگ فارسی معین ). خرگوشک ۞ . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || نام شعبه ای است از موسیقی . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نام یکی از دو شعبه ٔ «نوا» است و شعبه ٔ دیگر «نوروز خارا» است . (فرهنگ نظام ). شعبه ٔ نهم از24 شعبه ٔ موسیقی قدیم . (فرهنگ فارسی معین ). در آن دو قول بوده است .بعضی آن را پنج نغمه دانسته اند و بعضی هشت ، و گفته اند که مرکب است از گردانیا و عشاق که گردانیا مقدم باشد. آنان که ماهور را پنج نغمه دانسته اند گردانیا وعشاق را در یک بعد ذوالخمس مندرج داشته اند... و آنان که ماهور را هشت نغمه دانسته اند گردانیا و عشاق رادر یک بعد ذوالکل مندرج گردانیده اند، ذوالاربع نغمات عشاق را با ذوالخمس گردانیا ترکیب کرده اند... (مجمعالدوار، نوبت دوم ص 26 و 27). و رجوع به تاریخ موسیقی روح اﷲ خالقی و مجمعالادوار نوبت سوم صص 83-88 شود.
ماهور صغیر ؛ گوشه ای است از دستگاه ماهور. (فرهنگ فارسی معین ).

 ، کلام ، نای و سحر 

خسرو محمد زاده : 

کاریز :

(اِ) آب باشد که در زیر زمین از چاه بچاه برند. (لغت فرس اسدی چ مرحوم اقبال ).آبی باشد که در زمین به جایی برون برند و به تازی قنات خوانند. (لغت فرس اسدی چ پل هرن ). (اوبهی ). آب روان باشد زیر زمین که بجایها برند. (صحاح الفرس ). جوی آبی را گویند که در زیر زمین بکنند تا آب از آن روان شود. (برهان ). راه آب روان بزیر زمین که به عربی قنات گویند در اصل کاه ریز بود که برای امتحان جریان آب کاه میریخته اند تا معلوم شود. (انجمن آرا) (آنندراج ). قنات . (دهار) (منتهی الارب ). رجوع به قنات شود. خالی . خاک . قطابه . سَرَب . سَرِب . آن نقبی است که در زیر زمین کنند و از چاهی به چاهی آب برند تا آنجا که آب به روی زمین جاری گردد : چون هفت سال سپری شد خدای تعالی باران فرستاد و چشمه ها و کاریزها آب گرفت و از زمین نبات برست . (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
سزد که دو رخ کاریز آب دیده کنی 
که ریزریز بخواهدت ریختن کاریز.

کسائی .

بافه : 

. ۞ [ ف َ / ف ِ ] (اِ) بافه . دسته ٔ علف یا محصول درو شده . توده ٔ بریده شده از علف یا قصیل . بغل . دسته ٔ دروده و گرد کرده از یونجه و گندم و جو و غیرآن . (این کلمه در چهار محال بختیاری ، بوشهر و دهات کرمان بدین معنی بکار میرود). || دسته ٔ تره . (مهذب الاسماء). و رجوع به بافه شود.


 حسن چنگیزی :

صهبا. [ ص َ ] (ع ص ) صهباء. تأنیث اصهب . || (اِ) فشارده ٔ انگور سپید. (منتهی الارب ). شراب انگوری . شرابی که مایل به سرخی باشد. (غیاث اللغات ). می سرخ . (دهار). || سیکی . (ناظم الاطباء) : 
آورد نامه ٔ گل باد صبا به صهبا.

کسائی .

امیرا خسروا شاها همانا عهد کردستی 
که گنجی را برافشانی چو بر کف برنهی صهبا.

فرخی .

گاه آن آمد که عاشق برزند لختی نفس 
روز آن آمد که تایب رای زی صهباکند.


منوچهری .

( از فرهنگ لغت دهخدا ) 

و حرف نو 

شما هم به ما اسم پیشنهاد بدین . در نظرات همین پست . جلسه ی نوزدهم از بین اسامی ارائه شده که به رأی گذاشته خواهند شد ، یکی برای انجمن انتخاب میشه . 

تا شعر 

+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در یکشنبه سی ام آبان 1389 و ساعت 17:17 |

درود

از هفت وادی هفت توی ِ هفته های تو در تو / از شنبه های ِ به یکشنبه / از دوشنبه های موکول / از سه شنبه های ِ " چو فردا رسد ! " / که چهارشنبه ها همیشه چهارشنبه اند بر این اساس / تا پنجره های تا نیمه پنج شنبه / از جمعه های صبح / از ظهر های جمعه بَر / از بعد از به .... ای وای ! / دارد که دیرم شده / می شود / که شعرهام کجان ؟ / دفترم [ کو ؟ ] تمرکزم که لای دفترم که زیر ِ کدام ....؟ / کجام ؟ / موهام ! / که هی مدام دارم میلرزم دست و پام / ... آخ پام ! / پیدات شدی عاقبت خودکار بی نوام / بیا که دارم میرم که برم برسم به ناکجای رفته هام / بـ ِ .... بیـ .... بیا / میای باهام ؟ / با شعر هات بریم به شعرهام ....؟!

این هفته

خب ، اولش - اگه بخوام اعتراف کنم – تا حول و حوش 17:45 دقیقه که بعضی از اعضاء با یه تأخیر طولانی تری نسبت به جلسات قبل اومدن ، یه خورده نا امید شدم که این جلسه نتونه به خوبی پا بگیره و به خوشی هم تموم بشه . هر چند هیچوقت در این زمینه نا امید نبودم ( حتی یکبار ! ) . ولی یه چیزی بهم میگفت این جلسه هم خیلی جلسه ی شیرین و جالبی میشه ؛ که شد .

علی مطهری

در اینکه خبر داشتیم " علی مطهری " این جمعه انارستان هست ، شکی درش نیست و اینکه بر اساس دعوت هایی که چه بصورت تلفنی و چه از طریق کامنت از طرف اعضاء از ایشان برای حضور در جلساتمون شده بود ، امیدوار بودیم که در حین دید و بازدید از موطن پدری اش ، جمع ما رو هم قابل بدونه که این افتخار رو دادن . ( این پرانتز رو برای این باز میکنم که قبل از هر چیزی بگم علی مطهری زیاد با تعریف و تمجید میونه ی خوبی نداره و میدونم که اگه زیاده روی کنم اصلا خوشش نمیاد . به همین خاطر ترجیح میدم این بزرگوار رو با چند تا از آثار زیباش معرفی کنم ) :

امشب دلی به پای دلی دار می زنند

آتش به جان لحظه ی دیدار می زنند

این قاب های کهنه ی ماتم گرفته را

با هلهله به سینه ی دیوار می زنند

دنیا برای مردم شاعر قشنگ نیست

این را تمام فاصله ها جار می زنند

از صبح تا همین دقیقه دلم شور می زند

شاید که شام شعر مرا تار می زنند

دست خودم که نیست دلم وا نمی شود

وقتی به پلک پنجره ها خار می زنند

 و:                                                           

به گوشت می رسد فریادم ای دوست          مـگر از تو بـگیـرم دادم ای دوسـت
مـن آن بــرگــم که در غــوغــای پاییــز           رها بر شانه های بادم ای دوسـت
            
و :
     از اینکه با تو هستـم غم نـدارم          غـم نـان و غـم عـالـم نـدارم
     پرم از عشق و فقر و تنگدستی          خدا را شکر چیزی کم ندارم

و :

هنگام که خورشید

راهش را کج میکند

  تا

ستاره ها به مهمانی شب بروند

 طلوع مرا  سلام بگو

بگذار

کودکی ها 

تشییع ام کنند

و پنج فصل برایم کف بزنند

می دانم

بی منت باران *

جوانه خواهم زد

هر چند سا یه ها

هر روز

عبورم را دفن کرده باشند.

 

*  گل بی منت باران گلی است شبیه زعفران که اوایل پاییز در منطقه جم و ریز و قبل از شروع باران می روید.

 

مقدمه ی این جلسه ، گزارش این اتفاق خیلی مهم بود که در هفته ی قبل رخ داد :

کتاب‌هاي راه‌يافته به مرحله‌ي پاياني چهارمين دوره‌ي کتاب سال شعر جوان (قيصر امين‌پور) معرفي شدند.به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بنا بر اعلام برگزاركنندگان جايزه، پس از بررسي مقدماتي و داوري 248 عنوان کتاب رسيده به دبيرخانه‌ي چهارمين دوره‌ي کتاب سال شعر جوان، جمعا 20 اثر در دو گروه کلاسيک و شعر نو (نيمايي و سپيد) به مرحله‌ي پاياني اين جايزه راه يافته‌اند که اسامي اين آثار (به ترتيب حروف الفبا) به اين شرح اعلام شده است:

کتاب‌هاي بخش کلاسيک: «با چتر در ميانه‌ي باران بايستيم» نيما فرقه (سوره‌ي مهر)، «پايتخت جهان» مرتضي حيدري آل کثير (حوزه‌ي هنري خوزستان)، «چشم‌هاي تو قهوه‌ي ترک است» آرش پورعليزاده (شاني)، «چهار پرتره از ماه» محمدجواد آسمان (آرام ‌دل)، «چه عشق‌ها» محمدجواد آسمان (انتشارات فصل پنجم)، «خانمي که شما باشيد» حامد عسکري (شاني)،«کمي بهار و پنجره» محسن عابدي (انتشارات هنر رسانه‌ي ارديبهشت) و «هميشه حق با ديوانه‌هاست» اصغر عظيمي مهر (انتشارات فصل پنجم).

کتاب‌هاي بخش شعر نو (نيمايي و سپيد) نيز به اين شرح معرفي شده‌اند: «آويخته از عقربه‌ي دوازده» سپيده داداش‌زاده (نشر فرهنگ ايليا)، «الف تا ي» علي اسداللهي (نشر آهنگ ديگر)، «چوپان کلمات» مزدک پنجه‌اي (نشر فرهنگ ايليا)، «خوابگرد و جاده‌هاي بي‌پا» مريم فتحي (نشر آهنگ ديگر)، «در ادامه‌ي بادها» کاظم واعظ‌زاده (انتشارات آواي کلار)، «شمس از قونيه با قطار برگشت» محسن بوالحسني (انتشارات نوح نبي)، «عبدالقادري از جنگل آمده بود» سهند آقايي (انتشارات جوانه‌ي توس)، «فردا به فواره مي‌رويم» ندا اسدي (انتشارات ثالث)، «قزل‌آلاي خال‌قرمز» مجيد سعدآبادي (انتشارات دفتر شعر جوان)، «گوش‌هاي هر کس، غارهاي کله‌ي اوست» آنيما احتياط (انتشارات نگيما)، «مترسک‌ها حلبي راه مي‌روند» آزاده صالحيان ( انتشارات شاملو) و «مويه از لاک‌پشت‌هاي سي‌وسه» وحيد ضيايي (انتشارات هنر رسانه‌ي ارديبهشت) .

 و به محض حضور علی مطهری ، عقیل تشانی ضمن خوشامدگویی ، گزارش مختصری از انجمن ، اعضاء ، برنامه ها و چگونگی اجرای جلسات و موضوعات مورد بحث و برنامه های آتی انجمن ارائه داد . که جناب مطهری با ارائه پیشنهاد ها و ابراز انتقادات مفید در اجرای هر چه بهتر برنامه ها بحث رو به دبیر انجمن ( داریوش رضوان ) انتقال دادن و داریوش رضوان هم چند دقیقه ای به تشریح برنامه ها و  تبادل نظر در این مورد پرداخت .

شعر خوانی

خسرو محمد زاده ، علی موسوی ، علی مطهری ، حسن میرزایی ، عقیل تشانی زاد ، خانمها احمدی ، تشانی و زارعی ،  حسین تشانی ، داریوش رضوان و حسین پروند ، از شعر خوانان این جلسه بودن . به اضافه ی پدیده ی 11 ساله انجمن : " پوراندخت میرزایی "

پوراندخت میرزایی

دختر حسین میرزایی . عشقش نقاشیه و دستی هم تو دنیای شعر و شاعری داره ... از همین حالا ....این نشست با شعرخوانی پوراندخت  هیجان ویژ ه ای داشت . همون اعتماد به نفس خشک و خالی هم برای سن او موقع قرائت اثرش دور از تصور بود چه برسه به شعر های زیبایی که خوند و در عین سادگی و صداقت کودکانه ، پرمعنا و عمیق هم بودند . پوراندخت وبلاگ هم داره به اسم " ساریزه " ( اسم یکی از محل های توابع شهر انارستان ) . هر چند شعرهای زیباش رو در ادامه ی مطلب همین پست هم خواهم آورد ولی به همه ی عزیزان توصیه میکنم به وبلاگ پوراندخت حتما سر بزنن و کامنت هم بزارن .

 برخی از آثار قرائت شده ی اعضاء در این جلسه در ادامه ی مطلب ....

باهاتونیم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در سه شنبه هجدهم آبان 1389 و ساعت 21:43 |

 

بابا آب داد سر نخی بود

تا هیچ وقت گمت نکنم

و با همین بهانه

بریزم به کوچه تان

تا پیدا شوی

با هزار علامت سؤال وُ

موهای سپید

 

                                                                                 حسن میرزایی

درود

قبل از هر سخنی در مورد گزارش جلسه ی چهاردهم این رو عرض کنم که به خاطر بالا بودن سطح و کیفیت جلسه ی پانزدهم بیشتر این گزارش معطوف به این جلسه میشود و جلسه ی چهاردهم هم  اگر بخواهیم در یک جمله و به صورت مختصر گزارش بدهیم : " شروع بحث معنا و مفهوم در شعر و بررسی ژرف ساخت آثار شعری و شعرخوانی بیشتر اعضای شرکت کننده . "

حضور استاد بزرگوار " جلال خسروی " در انجمن و در نشست پانزدهم ، باعث این میشه که بدون هیچ مقدمه ای به این اتفاق بپردازیم :

خب ، بیشتر اهالی شعر و ادب خطه ی جنوب و-  در سطحی بزرگتر - مملکت ، با اسم و آثار این استاد بزرگوار آشنایی دارند . ولی برای آشنایی بیشتر عزیزان بیوگرافی مختصری که خود جناب خسروی در سایت" وازنا "منتشر کردند رو عینا همینجا هم ارائه میدهیم :

سخت ترین کارها برای من، نوشتن در باره ی خودم بوده . چیزی نبوده که بخواهم بگویم برایتان . ولی به هرحال ...

متولد ١٣٣٥ اهواز، ساکن برازجان شهر کوچکی در استان بوشهر.

عبدالرسول حامدی، محمد بیابانی و منوچهر آتشی آموزگاران من در شعر و شاعری بوده اند . تا حالا دو مجموعه شعر از من منتشر شده است:

١ با باوری به حجم گلوله / ناشر مؤلف / ١٣٥٨

٢ کی وقت داری به هم برویم ؟ / انشارات نیم نگاه / ١٣٨١

یک مجموعه شعر هم آماده برای چاپ دارم :

* بمیری / بیچاره می شوم عزرائیل جان !

و دیگر این که من هم به قول حافظ موسوی همراه رفقا - در جنگل ها دویده ام و حالا زانوهایم درد می کند - . اما بار تلخ ترین گریه ها، موهایم را سفید کرده . . .

منبع : http://www.vazna.com

 

تواضع و فروتنی مثال زدنی جناب خسروی د رهمین کلام مختصرشون هم هویداست . ایشان از جمله شاعران و صاحبنظران در عرصه ی ادبیات و شعر  دهه ی شصت ، هفتاد و تا به امروز ِ وانفسای شعر معاصر ایران می باشند . که در حال حاضر فعالیت ادبی خودشون رو با سایت ادبی و فرهنگی " دانوش "  به عنوان  " دبير بخش شعر "  این مجله ی  اینترنتی هم ادامه می دهند . ضمنا وبلاگ شخصی آقای خسروی با آدرس: http://www.jalalkhosravi.blogfa.com/  در فضای مجازی برای آشنایی بیشترعزیزان  با آثار شعری و پژوهشی ایشان ، در دسترس و فعال می باشد .

بد نیست همینجا چند اثر زیبای قرائت شده از ایشان در جلسه ی پانزدهم انجمن رو ارائه بدیم :

عاشقانه هایی برای عزراییل

1

عصرانه

مرگ از کنارِ تو آهو

آب

آبی

وقتی که بشقاب می گشایی خیس

برمی دارم اَت

                 بلند

تا بیشه

 موج

     در تو

           برانم.

2

یک بوسه مرگ

برایم کنار بگذار

شب ...

که... آ... می

می...آ...یی اَم بغل

لیوانِ شیر

             مزه ی دریا

 

گنجشک مرده ای

                از تخت

                    می پرد.

3

دریا

تا تو

     افتاده

تاق باز

 

فرود می آیی و

مرگ

ازکشاله ی ران هایت

ماسه می نشیند

            دهان

 

در تو

   کسوف

       رفته ام.

 

 

خرگوش

 

 

باران

گیتار فلامینکو

و فکر کردن به تو . . .

 

تا که نت ها

بر لبانت معنا شوند و

جهان جان بگیرد

در تو

به خواب می روم

 

راستی

فردا که بیدار شوی

اگر

خرگوش کوچکی شده باشم

در گوشه ی اتاقت

و گیتار

هنوز

باران ببارد

تو ؟

چـ

چک

چک  . . .  کار می کنی

چکارم می کنی

هان ؟

 

به پیشنهاد حسین میرزایی مقدمه ی بحث این جلسه رو به افتخار حضور جناب خسروی ، خود ایشان با ارائه ی موضوعی تحت عنوان " چه ویژگی هایی یک اثر شعری رو از یک اثر منثور متمایز میکند ؟ " با خطاب به همه ی اعضاء اعلام نمودند . وهر کدام از حضار با بیان یک ویژگی این بحث رو ادامه دادند . در حین تبادل آراء اعضاء آقای خسروی نکاتی رو هم به عنوان مکمل اضافه میکردند و واقعا مورد استفاده ی همه ی شرکت کنندگان قرار گرفت .

نیمی از 3 ساعت جلسه رو به بحث در این مورد پی گرفتیم و بعد از اتمام بحث هم بلافاصله به سراغ شعرخوانی اعضاء رفتیم . چند اثر بالا رو جناب خسروی به عنوان مقدمه ی این قسمت از جلسه قرائت کردند و بعد از اون نوبت به دیگر اعضاء رسید . قبل از گزارش شعر خوانی این رو اضافه میکنم که برخی از آثار قرائت شده در این نشست در ادامه ی مطلب همین پست درج خواهد شد . احمد نوروزی با قطعه ای ادبی ، حسن میرزایی با دو اثر ( که مورد تحسین و تشویق ویژه ی جناب خسروی هم قرار گرفتند )  ، نجمه زارعی هم با یک اثر قدیمی و یک کار تازه آمده بود، نوبت به علی موسوی رسید که با استناد به موبایلش (!) یه کار کوتاه رو ارائه داد ، عباس احمدی هم با ذکر خاطراتی از دوران تحصیلش در محضر استاد خسروی دو اثر مربوط به همان دوران رو خوند ، غزلهای زیبای مجتبی رستمی که هر جلسه زینت بخش محفل ما هست اینبار هم همینطور ، خسرو محمد زاده با وجود سفر خسته کننده ای که از شمال به منطقه داشتن خودشون رو به ما رسوندن و با دو اثر قسمت شعرخوانی رو ادامه دادند . نوبت به خانمها تشانی و احمدی رسید که هر کدام با یک اثر این زنجیره رو به عابد اسماعیلی رسوندن ، عابد هم سنگ تمام گذاشت و چند اثر زیبا قرائت کرد ، حسین میرزایی بزرگوار هم با تقدیم اثری بلند به جناب خسروی چند اثر ارائه نمودند و در آخر عقیل تشانی زاد با یک کار کوتاه و اثری از قبل خوانده شده ( !) قسمت شعرخوانی این نشست پربار رو به پایان رسوندن .

از نظرات و رهنمودهای استاد خسروی هم بعد از اتمام شعرخوانی اعضاء ، بسیار بهره بردیم .

همراهان ما در این نشست به جز اعضای نامبرده : محمد زارعی ( همسر محترم خانم زارعی ) ، داریوش رضوان کبیر ( که به افتخار حضور استاد خسروی ضیافت شامی رو هم ترتیب داده بودند و جا داره از طرف همه ی اعضاء تشکر ویژه ای از ایشان به خاطر تدارک این برنامه داشته باشیم .) ، محمدحسن منصوری ( که واقعا از ارکان اصلی انجمن در زمینه بحث ها و تبادل نظرات هستند ) ، حسن چنگیزی محترم و ادب دوست ،  اکبر یوسفی ( مسئول کتابخانه انارستان ، که انصافا تلاشهای خالصانه ی ایشان در برگزاری به موقع و هر چه بهتر برنامه ها ستودنی است ) ،مصطفی یمینی ، سهراب چراغ سحر ، حسن عالی ، احمد محسنی .

این سطر رو هم اختصاص میدیم به تشکر ویژه از میثم منصوری ( عکاس ، هنرمند و عضو انجمن ) به خاطر همه ی زحمتهایی که در زمینه پوشش تصویری جلسات کشیده اند . و عزیزان میتوانند نتیجه ی این تلاشها رو در ادامه ی مطلب همین پست با عکسهای زیبای میثم مشاهده کنند .

از خانم زارعی و آقای اسماعیلی هم به خاطر هماهنگی برای حضور استاد خسروی در نشست اخیر انجمن قدردانی میکنیم .

و ممنون از همکاری همه ی عزیزان ....

تا شعر ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در دوشنبه دهم آبان 1389 و ساعت 9:59 |

عین سایه ها

از دیوار های بلند، بالا و پایین می پرید

بی آنکه پایش بشکند

کودکی ام بود، اخمو و کمی معصوم                                     علی موسوی

 

 

درود

ازش پرسیدن کجایی چند وقته پیدات نیست ، خاموشی ، نمی نویسی ، به روز نیستی ؟ جواب داد : فقط      " نبودم " ، همین . چون میدونست اگه هر بهونه ای بیاره یه سؤال دیگه پشت بندش درست میشه که جواب دادن به اون سؤال هم خودش سؤال برانگیزه . به همین خاطر این جواب کوتاه و کامل رو ترجیح داد .

خب تو این دو هفته اتفاقات زیادی افتاد که بعضیاشون رو میشه گفت ولی بعضیاشون رو نه :

اینکه : جمعه ( 16 / 07/ 89 ) دوازدهمین نشست انجمن خدا رو شکر بدون هیچ تهدید خارجی و داخلی به خوبی و خوشی برگزار شد . با همون میانگین حضور همیشگی اعضاء . و البته دو دوست و همراه بزرگوار هم : آقایان عابد اسماعیلی و محمد محمدی ... که با همه ی شرایط و مشکلات زیادی که به خاطر بعد مسافت و مشغله ی کاری داشتن این افتخار رو دادن و شرکت کردن.

و اینکه : بحث ها کماکان راجع به زبان و کارکردهای زبان و نقش ترکیبات در زبان و تحول آن و ... ادامه پیدا کرد . و سر آخر هم آثار متفاوتی از حاضرین قرائت شد .

و اینکه : پنج شنبه ی گذشته ( 89/07/22) همایش مشاعره رضوی در بوشهر بود و از قضا ما هم با تنی چند از اعضاء و با هماهنگی ارشاد شهرستان و جناب مؤذنی و موسوی و دستور به عنوان نماینده های شهرستان برای شرکت در اون همایش راهی مرکز استان شدیم . یه کوچولو دیرتر از بقیه رسیدیم و همون یه کوچولو کافی بود تا از عنایت محترمانه مسئولین برگزاری همایش برخوردار بشیم که شدیم ! اینجاهاشو نمیگم ......................................................................................................................... خلاصه همون روز  ساعت 3 برگشتیم . دست خالی و دل پُر ! ولی با همه ی این احوال از آقای مؤذنی و موسوی به خاطر اینکه این فرصت رو برای ما به وجود آوردن که بعضی رفتارها رو از نزدیک ببنیم و طبق معمول قضاوت نکنیم ، کمال تشکر رو داریم .

 و اینکه : جمعه ( 89/07/23) سیزدهمین نشست انجمن رو با حال و هوای دیگه ای آغاز کردیم . سفر روز قبلش با وجود اینکه بازخورد خیلی خوبی نداشت ولی یه موهبت بزرگ داشت . اینکه تونستیم 10 تا 12 ساعت از روز رو با حضور اعضاء و در معیت هم بگذرونیم . بگیم ، بشنویم ، درد دل کنیم ، شعر بخونیم ، خاطره تعریف کنیم ، موسیقی سنتی نیوش کنیم ، بیشتر همدیگه رو بشناسیم ( که واقعا در سفر باید شناخت ) ، از روحیات همدیگه بیشتر باخبر بشیم و کلی نتیجه ی قشنگ دیگه که اتفاقات افتاده توی همایش رو از یادمون برد . که این جلسه از اول تا آخرش شعر خوانی اعضاء بود و در حین شعرخوانی هم صحبتهایی صورت گرفت . و موضوع بحث جلسه ی آینده رو همون بحث " معنا " و " مفهوم " در شعر تعیین کردیم . 

و اینکه : سه شنبه ( 89/07/27) مراسم بزرگداشت حافظ از طرف انجمن دوستداران حافظ شهرستان در محل فرهنگسرای شهرک توحید برگزار شد . سوای کیفیت و چگونگی اجرای مراسم ، این اتفاق فرصتی رو برای هم نشینی اعضای دو انجمن ادبی شهرستان هم فراهم کرد . سلام واحوالپرسی ای کاملا شاعرانه و ادبی .... 

و ....

همین ...

دیگه اتفاقی نیفتاده ...

میبینمتون : جمعه ها 17 الی 20 – کتابخانه شهر انارستان 

+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 و ساعت 14:43 |

از تو سخن از به آرامی
از تو سخن از به تو گفتن 
از تو سخن از به آزادی
وقتی سخن از تو می گویم 
 از عاشق از عارفانه می گویم 
از دوستت دارم 
از خواهم داشت 
از فکر عبور در به تنهایی
من با گذر از دل تو می کردم 
 من با سفر سیاه چشم تو زیباست 
 خواهم زیست 
من با به تمنای تو خواهم ماند 
 من با سخن از تو 
خواهم خواند 
ما خاطره از شبانه می گیریم 
ما خاطره از گریختن در یاد 
 از لذت ارمغان در پنهان 
ما خاطره ایم از به نجواها 
من دوست دارم از تو بگویم را 
 ای جلوه ی از به آرامی
 من دوست دارم از تو شنیدن را 
 تو لذت نادر شنیدن باش
تو از به شباهت از به زیبایی

 بر دیده تشنه ام تو دیدن باش                                       یدالله رؤیایی 

 

درود 

.... همه چیز به هر چیزی که ندانسته و ندیده می شنویم بستگی ندارد لزوما ....

به شکرانه ی شعر " منّت خدای را ..." هم از این جهت که دمی می آید و دمی میرود ؛ هم طبعا " حال همه ی ما هم بر همین منوال همیشه خوب است و ملالی هم اگر باشد " ... از نشیب ناموزون نا شاعرانه ای است که در بساط صمیمی مان شایع می شود . شبی یک در میان روز و روزی سه در میان تا شب ...که هست !

عجالتا آنچه اصل است در این همه فرع ، شعر است و شعر و اینکه اصول همیشه ارجحند بر فروع و نگذشته اند نا شاعرانه نیش ها حتی یکبار فراتر از خط شروع ...

" شمع انجمن " تا برای شعر بسوزد نمیمیرد .... هرگز

 

آنچه گذشته ، می آید و خواهد آمد :

1-      تغییر ساعت برگزاری جلسات با توجه به تغییر ساعت رسمی .  17 الی 20 جمعه هر هفته

2-      شروع مباحث مربوط به فنون شعر از جلسه ی دهم در تعریف زبان در شعر و از یازدهمین نشست در همین راستا ، نقش واژه در شکل گیری بافت منسجم زبانی و تحول آن و شرکت همه ی اعضاء در مباحث .

    3-      جلسه ی آینده ادامه مباحث مربوط به زبان ( تشریح عبارات و ترکیبات خاص در زبان شاعر و بررسی عملکرد آنها )

    4-      حضور میانگین 25 نفری اعضاء در دو جلسه ی اخیر و تأثیر آن بر پویایی جلسات و قدردانی ویژه از همت صاحب قلمانی که از مسافت دورتری خود را به ما می رسانند . ( آقای ستوده ، آقای رجایی ، خانم زارعی و ...)

    5-      ادامه ی تبادل نظر بین اعضاء و تصمیم گیری در رابطه با مسائل ثبت انجمن ، تعیین هیئت مؤسس ، دبیر و تنظیم اساسنامه ی انجمن ...

    6-      هماهنگی و همکاری کامل با مدیر محترم ارشاد شهرستان ، جناب آقای مؤذنی بزرگوار و فهیم در راستای اجرا، برگزاری و گزارش هفتگی نشست ها .

 

و  و  و ....

که شعر ها نمی شود تمام

تمام می شود ولی

به یک اشاره

سطرهای ما ....

 

تا شعر ...

 

 

 

+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 و ساعت 0:38 |

 

همه چیز این دنیا به قاعده است ؛

هم نگاه کردن من به تو ،

هم افتادن من از چشم هات !                                                         حسین میرزایی

 

درود


به پیشنهاد یکی از عزیزان ، مقرر شد که از این به بعد گزارشات نشست های انجمن کمی خلاصه تر و جمع و جورتر نوشته و ارائه بشه . هرچند روزبه روز به خاطر بالارفتن کیفیت و کمیت جلسات حرفها و بحث های ما هم بیشتر و پربارتر میشه ولی مجبوریم این اصل رو رعایت کرده و خلاصه تر بنویسیم .

گپ و گال یا نقد

نشست این هفته با حضور 25 نفر از اعضای خوش ذوق ، شاعر و ادب دوست انجمن بربال شعر در آخرین جمعه ی تابستان 89 به خوبی و خوشی برگزار شد . شاید از لحاظ تبادل نظر و مباحثه ، این جلسه پرانرژی ترین و گرمترین نشست انجمن بود . هم به خاطر نقد کتاب خانم حیاتی و هم شروع مباحث اختصاصی مربوط به فنون شعر که استارتش از این جلسه زده شد . بحث رو بدون مقدمه با معرفی خانم سوسن حیاتی و کتاب " زیر تیغ عاشقانه ها " ی ایشان و قرائت چند اثر انتخابی از کتابشان توسط حسین پروند و عقیل تشانی زاد شروع کردیم که در حین قرائت اثر گهگاهی بحث های پراکنده ای هم پیرامون آثار میشد . و بعد از اتمام آن به صورت کلی ، حضار نظرات خودشون رو در مورد اثر بیان کردند . که این قسمت از بحث هم با مقدمه عقیل تشانی راجع به مسئله ی جنسیت در شعر و نمود این مقوله به وضوح در زبان و پیام بعضی آثار شعری ادامه یافت . تشانی به زنانه بودن زبان و فکر و فرم برخی از آثار خانم حیاتی اشاره هایی کرد و همچنین تأثیر روحیات و اتفاقات روزمره ی زندگی بر روح آثار ایشان . حسین میرزایی ضمن توضیح و تشریح بحث صمیمت و خلوص شاعر در شعر ، این مطلب رو به برخی از آثار خانم حیاتی منطبق کرد . در ادامه ی بحث و حضور پررنگ محمد حسن منصوری ( کارشناس و مدرس ادبیات و زبان انگلیسی ) در مباحث ، تشانی به موضوع دیگری به عنوان " حق خواهی " زنان در همه ی جوانب اجتماع و تأثیر این نوع نگرش بر آثار هنری آنها اشاره کرد . اینکه گاهی این حق خواهی و حق طلبی در جامعه و در محیط مردانه ی اطرافشان ، کاملا شکل یک نوع مبارزه و یا برخورد رو به خودش در این آثار هنری و خصوصا شعر ، میگیره . در ادامه ی بحث محمد حسن منصوری نکاتی رو پیرامون مطالعه ی زیاد شعر و اجحاف بر روند معنا در شعر و توصیه ی این رویکرد به مخاطبان شعر و شاعران تازه کار ، پرداخت . آقایان عباس احمدی و ابوطالب محمدزاده از دیگر شرکت کنندگان در جلسه و بحث بودند که به صوت متفق القول و پیرامون آثار خانم حیاتی در  مورد عمومیت گرایی شعر برای تسهیل درک آن توسط اقشار مختلف مخاطب و نزدیک شدن ذهن مخاطب به معنا و مفاهیم آثار خاص به عنوان چالش های آینده ی شعری اشاره هایی داشتند . حسین پروند این اجبار سراینده رو در همه فهم کردن آثارش رد کرد و با بیان اینکه هر مخاطبی براساس علاقه ی فطری اش به شعر و گرایش به آن ،  به صورت خودجوش به سمت شعر می آید ، هیچگونه لزومی در محدودیت های سرایشی خالق اثر قائل نبود .علی نورانی ( از دبیران انارستان ) در اشاره به همه فهم بودن آثار خانم حیاتی در عین زیبایی و سادگی بر برداشت شخصی هر فرد از اثر توجه داشت . در ادامه حسین میرزایی با اشاره به یک هایکوی زیبای ژاپنی و مثال زدن آن ، مهندسی واژه ها و ترکیبات در اثر رو توصیه میکرد . کاری که در برخی از آثار خانم حیاتی به اون توجه شده بود ولی در برخی از آثار به سادگی از کنار این مهم عبور شده بود . عباس احمدی ، کوتاهی آثار خانم حیاتی رو یک صفت برجسته در ایجاز و زیبایی آنها میدانست . خانم طیبه قنبری هم به مقوله های زنانگی و جنسیت در برخی از آثار خانم حیاتی اشاره هایی داشت . و خانم پروند هم ضمن برشمردن پختگی آثار خانم حیاتی ، پایان بندی های خوب رو یکی از خصوصیات مثبت اثر ایشان می دید .

به خاطر گونه گونی و تلوّن زبان و فکر آثار خانم حیاتی ، بحث ما هم در مورد آنها بیشتر فرم پراکنده و تصادفی به خودش گرفته بود . در جمع بندی کلی کتاب " زیر تیغ عاشقانه ها " ی خانم حیاتی به عنوان اولین اثر چاپی ایشان ، حاوی یکسری ویژگیهای و خصوصیات برجسته ( 60%) و یکسری هم ضعفها و کم کاری های شعری ( 40% ) چه در خصوص زبان و فرم و چه معنا و پیام بود که مطمئنا اگر ایشان به شخصه در جلسه حضور فیزیکی داشتند ، بهتر میتوانستیم حلاجی و تحلیل کنیم . القصه حدود یکساعت راجع به آثار ایشان بحث و تبادل نظر شد . که در ادامه ی مطلب همین پست برخی از آثار قرائت شده از کتاب خانم حیاتی ، در جلسه ی نهم انجمن خدمت عزیزان ارائه می شود .

شعرخوانی

در قسمت شعر خوانی این جلسه هم آثار متفاوت و زیبایی قرائت شد که اشاره با آنها خالی از لطف نیست .  مجتبی رستمی اینبار با دو رباعی داغ اومده بود . علی موسوی با کار بسیار زیبایی که مطمئنا اون رو در قسمت ادامه ی مطلب خواهید خواند  و نظر هم خواهید داد ؛ متفاوت با آنچه از علی موسوی انتظار بود و رو به پیشرفت . حسین میرزایی هم با اشاره به مسائل پیش آمده ی اخیر انجمن در اختلاف نظرها و سطح توقعات و ظرفیتهای انتقادی اعضاء ، اثر زیبایی قرائت کرد . عبدالرضا منصوری هم سپیدواره ای بلند و روایی خواند . امین احمدی هم یک کار نیمایی قرائت کرد . مصطفی یمینی هم همینطور . حسین پروند با دو رباعی زیبا که به خواهرش مریم پروند تقدیم کرده بود قسمت شعر خوانی رو ادامه داد . خانمها مرضیه و طیبه قنبری هم هر کدام آثار زیبایی ارائه دادند . مریم پروند هم غزل دلچسبی رو به شیوه ی خودش قرائت کرد . حسن میرزایی زیباترین اتفاق این نشست رو با یک اثر بسیار ساده و صمیمی و دلی ، رقم زد . آرامش مثال زدنی حسن هنگام حضور در جلسات واقعا شاعرانه و خاص هست و این اثرش که با همان لحن صمیمی و ساده بیان شد ، تا دقایقی فضای نشست رو گرمتر و شاعرانه تر کرد . و عباس احمدی هم آخرین شعر این جلسه رو ارائه داد . 


در پایان از حضور همه ی عزیزان در این جلسه و توجهشون به روند رو به پیشرفت انجمن ، تشکر و قدردانی میکنیم .

برنامه ی جلسه ی آتی هم با توجه به برنامه ریزی قبلی برای موضوعات مورد بحث ، کماکان راجع به زبان و لحن در آثار شعری چه کلاسیک و چه مدرن و پست مدرن و ... خواهد بود .

تا شعری دیگر .....

(جهت رؤیت آثار قرائت شده در نشست هشتم انجمن که هم شامل چند اثر از خانم سوسن حیاتی و هم آثار اعضای دیگر انجمن میشه به ادامه ی مطلب سر بزنید .)


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در پنجشنبه یکم مهر 1389 و ساعت 12:48 |

 بند بندِ مژگانت ، با سیاهی چشم

  تار می زنند

  حتی اگر هزاره ی زخمهایت را باز کنی

  باز نمی توان شعری خواند

  اینکه چه می شود

  با گیسوانی که از پشت قد کشیدنت

  سرک می کشند

  و مادر

  پشت به پشت می بخشدت

  به مردی که سالها منتظرش نبودی

  باز هم نمی توانم شعری بخوانم                                                                 حسین پروند

 

درود

قبل از هرچیزی از همه ی همراهان عزیز به خاطر تأخیر در درج گزارش جلسه ی هشتم انجمن عذر میخوام . مسلما برای ما کوچکترین تأخیری همونقدر که جایز نیست ، بی دلیل هم نیست . یک سری مسائل حاشیه ای انجمن که در طول این هفته اصلی ترین دغدغه مون شده بود و روشن شدن وضعیت اون هم که تا دیروز طول کشید ، خوبخود باعث این تأخیر شد .

گپ

در ادامه ی سلسله مباحث فنی شعر ، این هفته هم شاهد شکل گیری یک بحث داغ و تقریبا طولانی ( حدود یک ساعت و نیم وقت جلسه ) پیرامون " جوهره ی شعری " و اصل هویت واقعی " شعر در معنای شعر " ، بودیم . بحثی کاملا کلی و پراکنده و گاهی هم گریز به سلسله بحث های مرتبط و پیرامون موضوع ؛ از قبیل مسائل فلسفی ، فرهنگی و اجتماعی و ...

بحث این جلسه رو با موضوع ارائه شده ی " هنر برای هنر " و در روایتی نزدیکتر و ملموس ، " شعر برای شعر " از طرف حسین میرزایی شروع کردیم . آنچه که حسین به اون پرداخت در تعاریفی وسیع تر به حوزه ی معناگرایی و هدفمندی جریان شعر ، در پروسه ی شکل گیری اون از لحظه ی ایجاد ، رونمایی و در نهایت ارائه به جامعه ی شعری معاصر بود . اینکه یک شاعر سپید سرا یا غزلسرای طبعا جوان امروزی در عین حالیکه حساسیت ویژه ای در مطابقت و همگونی شکل ظاهری و زبان اثرش با زبان معیار باید داشته باشه ، چقدر به مسئله ی معنا و عمق اثر و در نهایت بُعد هدف و پیام اثر می پردازه ، و راهکارها و شاهد مثال هایی که ارائه داد . در جایی دیگر با اشاره به فرم آثار بلند سپید و بحث رعایت محور عمودی ِ زبانی و معنایی ( پاراگراف ها یا بندها ) در ضمن توجه به محور افقی (سطرها و خطوط ) و اینکه گاهی وقت ها یک اثر سپید فاخر ، متشکل از چندین هایکو ( بند یا طرح شعری کوتاه ) زنجیر شده به هم هست که در یک کلیت ، معنای متفق اثر رو نمایان می سازند ، اشاره کرد .

در ادامه عقیل تشانی در ضمن اضافه ی یک پیوست کوتاه فلسفی به گفته های میرزایی ، به نحوه ی انتقال و پرش سه جریان اخیر فلسفی که همان کنار گذاشتن مدرنیته و ورود به فضای پست مدرن و نهایتا فکر پسامدرنی ِ حاکم بر اندیشه و هنر اجتماع معاصر هست ، گریزی زد و تأثیر صددرصدی تحولات این جریانات فلسفی رو بر شعر و زبان و فکر شعری و در کلیتی وسیع تر ، موضوع هنر ، توضیح داد .

در همین ارتباط و در ادامه ی مباحث نجمه زارعی ، داریوش رضوان ، حسین پروند و احمد نوروزی به صورت متفق القول مباحث " استقلال مخاطب " ، " تفاوت سلائق و ذائقه ها " در مرحله ی درک و فهم اثر ، ارائه و تبادل نظر کردند. نجمه زارعی با بیان اینکه هیچ حکمی بر خالق اثر در چگونگی و نحوه ی ابداع اثرش وارد نیست ، معتقد به آزادی و استقلال برداشتی و سلیقه ای مخاطب در راستای درک اثر مورد نظر بود . حسین پروند هم معتقد بود که این ما نیستیم که به عنوان یک تولید کننده به مخاطب خط میدهیم ، بلکه ذهن آزاد او هست که به صورت مستقل به سمت خطوط مورد انتظار سراینده رهنمون میشه و جایز نیست منتقدین شعردر این مورد بر صاحبان اثر در چگونگی سرایش آثارشان ، خرده بگیرند. که حسین میرزایی در ضمن رد قسمتهایی از گفته های زارعی و پروند و رضوان ، آثار فلاح و خواجات و ... رو به عنوان مثال ، عنوان کرد .

بحث دیگری که ارائه شد موضوع بالا رفتن سن شاعران و تأثیرش بر روند کیفی آثارشون بود . میرزایی با طرح این نکته که حتی شاعرانی مثل فروغ ، شاملو و آتشی هم که در دوره های مختلف یکّّه تاز در عرصه ی شعر بودند و البته هنوز هم آثار مربوط به آن زمانشان تکرار نشدنی است ، با بالا رفتن سن شان می بینیم که در کیفیت آثارشان هم تغییراتی به عینه رو به ضعف نسبت به آثار قبلی شان مشاهده میشه که البته گاهی مواقع این طبیعی هست . حسن سرو ( فرهنگی محترم ) که این جلسه در جمع ما حضور داشت ، با بیان اینکه این قاعده نمی تواند در مورد همه و یا همه جا مصداق داشته باشه ، بحث رو ادامه داد که سر آخر تشانی با مثال زدن فوتبال و بازیکنان فوتبالیست که کبر سن تأثیر مستقیم بر ضعف جسمانی و نهایتا کیفیت بازی شان داره و این موضوع علاوه بر جسم در روح و روان هم بی تأثیر نیست ، این قسمت از بحث رو فیصله داد .

پیشنهاد دیگری هم مبنی بر برنامه ریزی کلی برای موضوعیت کردن تفکیکی جلسات پیش رو در طول ماه و سال در جهت نظم بخشیدن به قسمت مباحثه و تبادل نظرات انجمن ، ارائه شد که با توافق کلی اعضاء برنامه ی 4 جلسه ی آینده به صورت موقت تنظیم و بدین صورت بیان میشود :

     1- جلسه نهم : در ضمن نقد کتاب " زیر تیغ عاشقانه ها " ی سوسن حیاتی ، بررسی و شروع موضوع " زبان " در شعر و تغییرات و تحولات آن در ادوار شعری مختلف .

      2- جلسه ی دهم : در صورت اتمام بحث قبل ، بررسی موضوع " معنا " و " مفهوم " درشعر 

      3- جلسه ی یازدهم : در صورت اتمام دو بحث قبل ، بررسی موضوع " تصویر " در شعر .

     4-جلسه ی دوازدهم : در صورت اتمام مباحث قبل ، بررسی موضوع " پیام " و " هدف " در شعر. 


شعر خوانی

      شعر خوانی این هفته رونق ویژه ای داشت . با توجه به حضور شاعران جوان و تازه کار در کنار قدیمی های انجمن . علی موسوی اولین نفر در بین شعر خوانان بود . اثر زیبایی ارائه کرد و راجع به اون صحبت های مختصری هم شد . امین احمدی که اولین حضورش در جلسات انجمن بود با قرائت دو اثر کاملا متفاوت از هم جلسه رو ادامه داد .  در حین نقد اثر اول ایشان از طرف اعضاء ، حسین میرزایی در مورد تعصب و جان سختی هم برای حضور در جلسات و هم بالابردن قوّه ی انتقاد پذیری و ظرفیت انتقادی و استمرار بر این نگرش ، اشاره کرد . مصداق این بیت زیبا که میگه :

                    یا مکن با پیلبانان دوستی                       یا بنا کن *خانه ای در خورد ِ پیل  

* البته همانطور که آقای اسماعیلی بزرگوار هم در قسمت نظرات اشاره کرده اند پیرامون این بیت زیبا از استاد سخن در بعضی نسخ به جای " بنا کن " ، " طلب کن " هم بکار رفته که در هر دو صورت درخور است . آنچه این حقیر به آن استناد کرده بود براساس مطالعات قبلی و همچنین نبشته ای از دهخدا در لغت نامه اش پیرامون معنی " یا " که در آنجا اشاره ای هم به این بیت داشته است و میتوانید از این لینک مشاهده بفرمایید . باز هم از حسن توجه آقای اسماعیلی قدردانی میکنم . 

      انتظار ما هم از همه ی عزیزان همین هست که ظرفیت انتقاد پذیری شون رو بالا ببرن و با کوچکترین نقد و یا صحبت مخالفی برنتابند و از ادامه ی راهشون خدایی نکرده به خاطر این موضوع منصرف نشن .

     این جلسه همچنین مفتخر بودیم به حضور آقای محمد حسن منصوری ، کارشناس ادبیات انگلیسی ، علاقمند و فعال در زمینه ی ادبیات و شعر . که اثر زیبایی رو هم البته از شاعر دیگری قرائت کردند . احمد نوروزی هم در سیر رو به پیشرفت شعری اش اثر دیگری خوند .نوبت به نجمه زارعی رسید که باز هم با لحن بسیار گیرایی دو اثر جدیدشون رو خوندند .که میتونید یکی از اونا رو دراین لینک هم ببینید . و مریم پروند که بعد از مدتها غزل زیبایی رو از لای دفتر شعرشون ، پیشکش حضار کردن که این غزل رو هم میتونید از این لینک ببنید . مجتبی رستمی هم ضمن خوندن یک غزل زیبای دیگه ، ضمن اشاره به مثنوی بلندی که اونو جزء بهترین کارهاش میدونست ، قسمتهایی از اون رو هم قرائت کرد . عبدالرضا منصوری اثر دیگری خوند . حسین پروند با دو رباعی زیبا فضا رو کمی ملایمتر کرد . مصطفی یمینی هم ترانه ی زیبایی رو قرائت کرد . نجمه زارعی در ادامه غزل اجتماعی زیبایی رو از عابد اسماعیلی با ردیف " الو ، پدر ؟! "خوند که اون رو هم میتونید در ادامه ی این لینک ببنید . زیبا بود واقعا . میثم منصوری هم از فرصت استفاده کرد و مثنوی زیبایی از جامی خوند . با لحنی ساده و صمیمی و زیبا ...در ادامه ی همین چرخه امین احمدی دومین اثرش رو که زبانی محلی و کاملا فولکلور بود به زیبایی و سادگی هر چه تمامتر ارائه کرد که با تشویق و استقبال و تحسین همه ی حضار مواجه شد . در پایان هم عقیل تشانی زاد یکی دیگه از آثار قبلش رو قرائت کرد . و حسین میرزایی و داریوش رضوان که این هفته شعر نخواندند ! 

در پایان ضمن تشکر از حضور همه ی دوستان ، راجع به برنامه ی هفته ی نهم که اختصاصا مربوط به نقد کتاب " زیر تیغ عاشقانه ها " ی سوسن حیاتی میشه ، و موضوع برنامه ریزی شده ی این هفته که همان بررسی " زبان " در شعر هست ، ازتون دعوت میکنم به دیدن برخی از آثار قرائت شده در جلسه ی قبل در ادامه ی مطلب .....

تا شعر ...


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 و ساعت 10:26 |

 

به خودم نرسیده بودم

به اتفاق های ساده،

حساب کرده بودم

   با خودم

              - در تو -        

می شود به یک قهوه داغ

لب بسوزانیم

کنار این دهان

که اگر بگشایم

نام تو پرواز می کند  !                                 داریوش رضوان

 

درود

این جلسه آخرین برنامه در ماه مبارک رمضان امسال بود که به روال جلسات قبل پربار و مفید برگزار شد . بحث کمبود وقت در این شرایط واقعاً بر روند کیفی برنامه ها تأ ثیر محسوسی گذاشته بود به نحوی که مجبور بودیم خیلی از قسمتهای اصلی مباحث و بررسی های فنی و کارگاهی شعر رو به اصطلاح قیچی کنیم تا با اذان مغرب و موعد افطار ، تداخل پیدا نکنیم . هرچند این موضوع و اینکه وقت مفید ما از سه ساعت معمول جلسه به یک ساعت و نیم و تقریبا نصف شده بود ولی با همه ی احوال استقبال چشمگیر علاقمندان به شعر و ادبیات ، خودبخود تأثیر این نقیصه رو کم رنگ تر کرده بود .

شما

آقایان خسرو محمد زاده بزرگوار ، حسین میرزایی عزیز و غلامحسین فکوریان ادیب ، غلامرضا محمودی (معلم ادیب) و مریم پروند – از اعضای قدیمی و همراهان همیشگی انجمن شعر که پس از مدتها این جلسه مفتخر به حضور گرم شان بودیم - ، حسن میرزایی ، داریوش رضوان ، مجتبی رستمی ، عباس احمدی و همسر گرامی شان فروغ مقدم  (فرهنگیان پاک سرشت ) ، حسین پروند ، عقیل تشانی زاد ، علی موسوی ، احمد نوروزی و برادر نوقلمش مهدی نوروزی ، سهراب چراغ سحر، صادق و مرتضی و عبدالرضا منصوری ، اکبر یوسفی پرتلاش ، مصطفی یمینی  و شبیر فکوریان ، حاضرین محترم هفتمین نشست انجمن بودند . البته شخصا به دلیل مشکلات کاری متأسفانه موفق به حضور در جلسه نشدم و گزارش این جلسه رو هم بر اساس رهنمودهای دوست عزیزم حسین میرزایی تنظیم و ارائه نمودم .

مقدمه

قبل از اینکه وارد بطن جلسه بشیم ، 5 نسخه از کتاب جدید شاعره گرانقدر استان خانم سوسن حیاتی که خودشون زحمت ارسالش رو از دیلم کشیده بودند بین چند نفر از اعضاء توسط حسین پروند توزیع شد و به پیشنهاد دوستان اثر زیبای " زیر تیغ عاشقانه ها " – که عنوان کتاب ایشان هست – توسط عقیل تشانی زاد قرائت شد . مقرر شده انشاءالله جلسه ی نهم رو به درخواست خود خانم حیاتی و استقبال اعضاء به نقد و بررسی این کتاب اختصاص بدیم . این اثر زیبا رو از این لینک میتونید ببینید . 

بحث و تبادل نظر 

ابتدا و مثل همیشه جناب میرزایی مقدمه ای مختصر رو اینبار در تعریف و تفسیر آنچه که به نظر ما در زمان حاضر و پیش رو " شعر معیار " و یا " شعر الگو " خوانده می شود و شاعران و شعر دوستان جوان و نو اندیش غالباً در صدد پیوستن و نیل به این جریان و مقوله ی پویا و در حال پیشرفت هستند ، ارائه داد که مورد توجه سایرین هم قرار گرفت . حسین ، شعر و زبان و فکر شعری معیار رو شبیه کالبد  جسم انسانی معرفی کرد که معمولا دانشجویان رشته های پزشکی در سیر تحصیلات و علوم مربوطه شان با اون زیاد سر و کار دارند ؛ به این توضیح که این شعر معیار که به  صورت یک ناخود آگاه جمعی در حوزه ی هنر ، احساس و کلام عاطفی  شکل گرفته ، شبیه کالبد بشر دارای اجزای جداگانه و البته به هم پیوسته ای هست که از همین تعدد سبکها و گونه گونی اندیشه های شاعران مختلف در سرتاسر این پهنه ی پراحساس ، بوجود آمده . حسین معتقده که همه ی شاعران معاصر حتی با این همه تفاوت فاحش در لحن و بیان و زبان ِ آثارشان بالاخره در یک نقطه و چهارراه که همان " شعرمعیار " هست به همدیگه می رسند و در بطن و فحوای اندیشه شان کاملا به هم شبیه اند و ماهیت دست نخورده و تثبیت شده ی احساس در روح شاعران و هنرمندان یکی است . 

خسرو محمدزاده هم ضمن تأیید بیانات میرزایی ، بحث رو در همین چهارچوب بسط داد. دوستان دیگر هم به همین روال . حسین میرزایی پیشنهاد انتخاب ، ارائه و قرائت یک یا چند اثر برگزیده و ناب از شاعران معاصرو حتی کلاسیک رو در ابتدای هر جلسه ، برای درک و آشنایی بهتر اعضاء با روند و سیر تحولی شعر فارسی ، پیش کشید که این پیشنهاد هم مورد استقبال اعضاء واقع شد .

نقد اثر

اثر توزیع شده از هفته قبل احمد نوروزی موضوع نقد این جلسه بود که پس از خوندن اون توسط آقای نوروزی چند دقیقه ای هم در این مورد بحث شد .

شعر خوانی

این هفته در قسمت شعرخوانی – البته به جز آقایان رضوان و حسن میرزایی و خانم پروند – تقریبا بیشتر اعضاء دست پر اومده بودند . آقای محمد زاده کار بسیار زیبایی رو قرائت کردند ؛ غلامرضا محمودی هم یک اثر چند صفحه ای ظاهراً در چهارچوب قطعه ی ادبی و سرشار از معانی و مضامین اجتماعی خوندند که واقعاً پر عمق بود . احمد نوروزی ایندفعه اثری متفاوت با آنچه در جلسات قبل ارائه میداد ، قرائت کرد . مجتبی رستمی که غزلهای زیباش واقعا ً شور و حال خاصی رو به فضای جلسه می بخشه ، اینبار هم با یک غزل ناب اومده بود . داریوش شعر نخوند !! حسین پروند سه تا رباعی قشنگ خوند . عباس احمدی هم طرحی متفاوت با آثار قبلش رو کرد ( خوندنی ) . عقیل تشانی زاد هم از یکی دیگر از آثار فقیدش رونمایی کرد ! علی موسوی ، سهراب چراغ سحر ، مصطفی یمینی و عبدالرضا منصوری هم آثار زیبایی خوندند . و حسین میرزایی که چند وقته بحر طویل رو خوب در قالب سپید ( ! ) اجرا میکنه ،  اثری بلند بالا و البته قابل تأمل قرائت کرد .

هفتمین نشست هم به این سیاق و با همراهی شما شاعران و شعردوستان ارجمند ، در آرشیو شعری مان نگاشته شد .

شاید که شعر

        پی نوشت ِ شعورمان باشد ....!

( از دوست عزیزم علی موسوی به خاطر اهمال در ذکر نامش در قسمت حاضرین در جلسات قبل به شدت عذرخواهی میکنم . )

برخی از آثار قرائت شده در این جلسه رو میتونید در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید .

تا شعر ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 و ساعت 11:43 |

 دشتی را

آهو چشمی

بس است

که مجنونی را

یک عمر در خود بدواند                             حسین میرزایی 


درود

گزارش جلسه قبل رو یه خرده کِش دار نوشتیم ، بعضیا خرده گرفتن : " که نیازی نبود اینقد .... " حق داشتند این عزیزان ولی باید این رو هم در نظر می گرفتن که ظرفیت بالای جلسه  ( چه از لحاظ کمّی و چه کیفی ) عامل اصلی طولانی شدن کلاممون شد که به همین خاطر سعی میکنیم ایندفعه کوتاه تر بنویسیم !!

واقعا این یک موهبت بزرگ هست که ما در این شرایط ِ  " کسی سر بر نیارد کرد ...." و       " بلبل طبعم کنون ...." و به اصطلاح دوستان " عصر بی شعری " و در بدو کار این استقبال خوب رو از جلساتمون می بینیم . ( آن هم در شرایط و محدودیت های خاص این ماه مبارک ) . این میتونه نوید آینده ی خوب و روبه رشدی رو به این انجمن نوپا و نو اندیش بده . به هر حال همینجا از همه ی عزیزانی که اسمشون رو در پست قبلی ذکر نکردم و یا اشتباه نوشتم و یا موفق به درج اثرشون نشدم پوزش می طلبم .

             همچنین جا داره همینجا دلجویی کنیم از شاعر بزرگوار و عزیز شهرستان آقای        علی ذوالفقاری ، به خاطر شیطنت هایی که یک موجود ظاهرا آشنا به دنیای اینترنت و وبلاگ و البته زرنگ در حوزه ی به هم زدن روابط دوستان ( !) ، که در پست قبلی هم در این خانه و هم در خانه ی شعر علی ذوالفقاری ، قصد ایجاد تخریب طرفین رو داشت که  خوشبختانه به آرزوش نرسید . طبعا سهل انگاری از ما بود که نظرات رو باز گذاشتیم و این اتفاق بچه گانه شکل گرفت. امیدواریم که هیچ کجا هیچ موجود مغرضی ، با نیّت نمّامی ، نیش به صداقت هیچ انسان پاک و محجوبی نزنه .

خب ، اتفاق جالبی که در ابتدای این نشست افتاد نطق ِ زنده و گیرای نماینده ی ادب دوست ، فهیم ، آگاه و محترم مجلس جناب آقای دکتر جلالیان بود که حدود هفت هشت دقیقه ، شروع جلسه مون رو با کلامشون مزیّن کردند . در حین بیانات ایشان ، حسین میرزایی هم از فرصت استفاده کرده و قول مساعدی مبنی بر تلاش و پیگیری برای احداث و ایجاد یک سالن آمفی تئاتر مناسب و مجهز و درخور بخش ریز رو از ایشان گرفتند و حتی آقای دکتر قول دادند که جلسه ی آتی انجمن حضورا به جمع ما بپیوندن که این مطمئنا باعث افتخار ماست که بتونیم ساعتی رو با ایشان و در معیّت شعر ، خوش باشیم .

آقایان غلامحسین فکوریان ، حسین میرزایی ، داریوش رضوان ، مجتبی رستمی ، عقیل تشانی زاد ، عباس احمدی ، حسین پروند ، میثم منصوری ، احمد نوروزی ، شعیب حیاتی ، صادق منصوری ، اکبر یوسفی ، مرتضی منصوری ، وحید حیاتی ، علیرضا تشانی ، مشکور منصوری ، اسماعیل هنردوست ، محمد حسین فکوریان و خودم و همچنین خانمها نجمه زارعی ، فروغ مقدّم و صفیه تشانی راد ، حاضرین بزرگوار جلسه ششم بودند.

استارت جلسه رو جناب حسین میرزایی با ایراد مقدّمه ای پیرامون تمرکز و حس گرفتن واقعی اعضاء هنگام ورود و حضور در جلسات شعر ، زدند ؛ به این توضیح که حتما باید فضای مناسبی برای شعرخوانی و سکوت موقع خوانش آثار دیگران فراهم باشه تا بتوان به صورت مفیدی آثار را شنید ، درک کرد و راجع به آنها نظر داد .

عقیل تشانی ،  موضوع بحث دیگری رو پیشنهاد داد که مربوط به تبادل و ارائه ی نظر همه ی حضار چه به صورت منفرد و چه جمعی در مورد " چرایی ، چیستایی ، ماهیت و جوهره ی شعر " می شد . بحثی که بیشتر به کلیت موضوع شعر و خلق آثار شعری  -سوای تنوّع و گونه گونی قوالب و سبکها - در چگونگی نحوه ی ایجاد از لحظه ی تولید تا مرحله ی ارتباط و لینک به قوه ی استدراک و تحلیل مخاطب و نهایتا هم انتقال پیام مورد نظر آفریننده ی اثر ، اشاره داشت . تقریبا اغلب اعضاء در این مورد نظر خودشون رو ارائه دادند . جنجال ِ موضوع ِ بحث هفته های قبل هم که مربوط به " عقل و احساس " و میزان حضور و دخالت و تأثیر اونا در شکل گیری آثار شعری بود ، در این چهارچوب  دوباره پیش کشیده شد و اختلاف نظرهای عقلیّون ، احساسیّون (!)و کسانی که حضور ومیزان تأثیر هر دوی این مقوله ها رو در ایجاد شعر برابر می دونستن ، فضای پرجنب و جوش و گرمی رو به جلسه بخشیده بود . القصه حدود یک ساعت و ربع بحث ها ادامه داشت و جلسه به این سیاق می گذشت که .....

45 دقیقه ی آخر رو به خاطر ضیق وقت اختصاص به شعرخوانی اعضاء دادیم . آقایان رستمی ، رضوان ، احمدی ، حسن میرزایی ، خودم هم ، تشانی ( که " عمو آسفالتش " رو به دلیل از بر نبودن نیمه کاره خوند ! ) ، احمد نوروزی و حسین میرزایی آثار زیبایی رو خوندند . همچنین خانم زارعی هم اثر زیبای " به پاییزی ترین نگاه این فصل زخم "  خودشون رو که جزء آثار برتر کنگره ی شعر آتشی هم شده بود ، با لحن و زبان ملایمی قرائت کردند . شخصا  خوندن این اثر رو به همه ی عزیزان توصیه میکنم . ناگفته نماند که اعضاء ، مختصری هم راجع به نقاط ضعف و قوت اثر تبادل نظر کردند .

فرصت رو غنیمت میشمرم و همینجا از طرف خودم و همه ی اعضای انجمن ادبی بر بال شعر قبولی آقایان شعیب حیاتی و علی امامی و خانم رقیه یوسفی ، همشهری های خوبم در آزمون ارشد امسال و به ترتیب در رشته های مدیریت ، ریاضی و مهندسی عمران صمیمانه تبریک میگم . امیدوارم در همه ی مراحل زندگی موفق و پیروز باشید .

و با تشکر از همراهی و همدلی همه دوستان

 

تا شعری بیش که اگر ......هستیم حتما 


( برخی از آثار خونده شده در این جلسه رو میتونین درادامه مطلب بخونید . ) 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط انجمن ادبی بافه در یکشنبه هفتم شهریور 1389 و ساعت 19:13 |